آینده ,نبود ,قطعا ,رشته

همه بهم میگن تو دیوونه ای که اون موقعیت و رشته ی آینده دارو ول کردی اومدی رشته ای که معلوم نیس آینده داره یا نه.در جوابشون میخندمو میگم به خاطر علاقه و این لوس بازیا این کارو کردم ولی ته دلم برمیگردم به درست 7سال قبل که اگه از اون زمان انقدر اتفاقای جورواجور نمیوفتادو همه چیز خوب پیش میرفت من طبق پیش بینیام الان آینده برام مهم بودو داشتم تو یه رشته ی آینده داری که عشق زندگیم بود درس میخوندم ولی قطعا اصلا مثه مهسای الان نبودم.یه دختر لوس ترسو بودم که حتی جسارت حرف زدن توی جمع رو هم نداشت.کارای فنی بلد نبود .بلد نبود وقتی توی یه شرایط سخت قرار میگیره باید خودشو نجات بده.بلد نبود از حقوق خودش دفاع کنه.اگه مثه حالا مجبور بود ساعتها برای اتوبوس توی آفتاب بمونه و سردرد بگیره و بعدشم حداقل نیم ساعت پیاده وسط آفتاب راه بره شاید طاقت نمیاوردمو مینشستم گریه میکردم حداقلش.تازه اینا ساده تریناشه و اتفاقای سختو بده این چندساله رو نمیخوام بازگو کنم ولی قطعا خدا خبر داشت قراره چه سختی هایی در آینده تحمل کنمو کم کم منو برا این روزا آماده کرده.خدارو شکر اوضاع داره بهتر میشه ولی خوبیش اینه میدونم چون سرسختم قطعا در روزای نزدیک روزگارمو طوری میکنم که دوس دارمو شادی رو هم برای خودم هم اطرافیام میسازم به امید خدا البته:)

منبع اصلی مطلب : بوبک
برچسب ها : آینده ,نبود ,قطعا ,رشته
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : شاید دیوونم